غسل براوردن

لغت نامه دهخدا

( غسل برآوردن ) غسل برآوردن. [ غ ُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) غسل کردن. غسل آوردن. اغتسال. تغسل:
در ظاهرم جنابت در باطن است حیض
آن به که غسل هر دو به یک جا برآورم.خاقانی.نخست غسلی از آن چشمه حیات برآر
به زیر هر بن مویی از آن نمی برسان.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).

جمله سازی با غسل براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنكه متصدى غسل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گرديد # و آنكه او را بعد ز او دركفن پيچيد.

💡 و به سند معتبر ديگر منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند: فاطمهعليها السلام را كى غسل داد؟

💡 غسل واجب یا مستحب را (به جز غسل میت) به دو صورت می‌توان انجام داد:

💡 چو دوزخ بود حضرت بی تو و مالک فراق تو شراب هجر تو غسلین و سوز شوق تو آذر

💡 درآ ای جان و غسلی کن در این دریای بی‌پایان که از یک قطره غسلت هزاران داد و دید آید

💡 و هم از وی شنیدم که گفت هرگز بنزدیک نصرآبادی نشدم تا غسل نکردم.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز