لغت نامه دهخدا
غزوه عسفان. [ غ َزْ وَ ی ِ ع ُ ] ( اِخ ) یا غزوه بنی لحیان. رجوع به بنی لحیان و عسفان شود.
غزوه عسفان. [ غ َزْ وَ ی ِ ع ُ ] ( اِخ ) یا غزوه بنی لحیان. رجوع به بنی لحیان و عسفان شود.
یا غزوه بنی لحیان
💡 فرزدق، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماءموران خليفه اموى بود، تا اين كه آزادگرديد. امام زين العابدين عليه السلام براى تقدير از هوادارى فرزدق ازاهل بيت عليه السلام و بيان فضايل آنان در نزد دشمنان، دوازده هزار درهم براى وىفرستاد و از او عذر خواهى كرد كه اگر بيشتر از اين در نزد ما بود، صله بيشترى مىداديم.
💡 على و عثمان در عسفان (693) كنار يكديگر قرار گرفتند. عثمان قبلا انجام عمره تمتعرا منع كرده بود. در اينجا على رو به عثمان كرد و پرسيد: چرا كارى را كه پيامبر خدا(ص ) به انجامش فرمان داده است منع مى كنى ؟! عثمان جواب داد: دست از سرمان بردار! وعلى پاسخ داد: نمى توانم تو را به حال خود بگذارم. اين بگفت و به عمره و حج با همتلبيه گفت (694).