غزوان رقاشی
لغت نامه دهخدا
غزوان رقاشی. [ غ َزْ ن ِ رَ ] ( اِخ ) ابن قتیبة در عیون الاخبار گوید: مادر غزوان رقاشی به پسرش در حالی که قرآن میخواند گفت: یاغزوان آیا در آن [قرآن ] شتر ما را که در جاهلیت گم شده بود پیدا نمیکنی ؟ او خشم نگرفت و گفت: ای مادر! به خدا سوگند در آن وعده ای خوب و وعیدی سخت می یابم. ( عیون الاخبار چ قاهره 1346 هَ. ق. ج 2 ص 39 ). ابن عبدربة نیز همین داستان را با اندک تغییر آورده است. رجوع به عقدالفرید چ قاهره 1359 هَ. ق. ج 7 ص 174 شود.
فرهنگ فارسی
ابن قتییه در عیون الاخبار گوید: مادر غزوان رقاشی بپسرش در حالی که قر آن میخواند گفت: یا غزوان آیا در آن شتر ما را که در جاهلیت گم شده بود پیدا نمیکنی ? او خشم نگرفت و گفت: ای مادر. بخدا سوگند در آن وعده ای خوب و وعیدی سخت می یابم
جمله سازی با غزوان رقاشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 على (عليه السلام ) به غزوان (يكى از خدمتكاران ) فرمود: مركب سرخ رنگى را در اختيارابن ملجم بگذار.
💡 عمر عتبة بن غزوان را به جنوب عراق راهی کرد؛ و به بصره امروزی رسید که مرزبانی ایرانیان بود؛ و ابله (بندر یا مدخل عراق) از نواحی بصره در ۴ فرسنگی آن را تصرف کرد.
💡 گفت: آرى. باز هم همين پرسش را كرد و همان پاسخ را شنيد، آن گاه به غزوان فرمود:اسب اشقرى را به او بده. چون ابن ملجم سوار بر آن شد و دهانه اش را به دست گرفت، حضرت اين شعر را خواند... يعنى من مى خواهم كه به او عطا و بخشش كنم و او عزم كشتنمرا دارد، با اين تفاوت در مرام و مسلك هيچ كس او را معذور و بى گناه نخواهد شناخت.