غزال ابلق

مترادف‌ها

غزال لکه‌دار

فرهنگستان زبان و ادب

{Gazella dama} [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان با جثۀ بزرگ که بخش اعظم بدن آن قهوه ای مایل به قرمز و صورت و کفل و قسمت زیرین بدن آن سفید است و لکه ای سفید بر روی گلو دارد

ویکی واژه

گونه‏ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج‏سُم‏سانان با جثۀ بزرگ که بخش‏اعظم بدن آن قهوه‏ای مایل به قرمز و صورت و کفل و قسمت زیرین بدن آن سفید است و لکه‌ای سفید بر روی گلو دارد.

جمله سازی با غزال ابلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا میخورند شیر غزال و، غزال شیر؛ تا میبرند اسب سوار و، سوار اسب

💡 اگر می بود مجنون مرا ذوق نظربازی مرا هم شوخ چشمی از غزالان رام بایستی

💡 از نافه می توان به غزال ختن رسید جان را فدای مردم پشمینه پوش کن

💡 شدم تا سر به صحرا دادهٔ وحشی نگاه او غبارم سرمهٔ چشم غزالان ختایی شد

💡 ای زلف چه داری که غزالان ختایی هم گردن شیرند در این سلسله بسیار

💡 در میان بوته‌های بلند و سبز جنگل، غزال ابلق با آن بدن مرمرین و خال‌های خاص خود، به زیبایی در حال حرکت بود.

💡 شاعر با استفاده از استعاره غزال ابلق، سعی داشت زیبایی خیره‌کننده و منحصر به فرد معشوق را در اشعار خود به تصویر بکشد.

💡 زیست‌شناسان در گزارش‌های خود به ویژگی‌های ظاهری غزال ابلق و نحوه سازگاری این گونه جانوری با محیط زیست اطراف خود اشاره کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران