غریب گشتن

لغت نامه دهخدا

غریب گشتن. [ غ َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غریب شدن. غریب گردیدن. اغراب. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به ترکیبات مذکور و مدخل غریب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غریب گردیدن غربت گزیدن اغتراب.

جمله سازی با غریب گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز کوی یار نیست فضولی مراد ما خاک وطن به از همه عالم غریب را

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز