لغت نامه دهخدا
غرچه نژاد. [ غ َ چ َ / چ ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) آنکه نژادش غرچه باشد. رجوع به غرچه شود:
زین سروقدی ماه رخی غرچه نژادی
عاشق دو صدش پیش رخ همچو قمر بر.سوزنی.
غرچه نژاد. [ غ َ چ َ / چ ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) آنکه نژادش غرچه باشد. رجوع به غرچه شود:
زین سروقدی ماه رخی غرچه نژادی
عاشق دو صدش پیش رخ همچو قمر بر.سوزنی.
( صفت ) از نژاد غرچه از مردم غرجستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صد و اند ساله یکی مرد غرچه چرا شصت و سه زیست آن مردِ تازی
💡 بود ابلهی غرچه ای بی گمان بخندیم باری بدو یک زمان
💡 این غر غرچه جغد دمن است نیست او را چو همای اصل کریم