لغت نامه دهخدا
غرور خریدن. [ غ ُ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) متکبرانه رفتار کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غرور شود.
غرور خریدن. [ غ ُ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) متکبرانه رفتار کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غرور شود.
( ~. خَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) متکبرانه رفتار کردن.
( مصدر ) متکبرانه رفتار کردن.
متکبرانه رفتار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبلغ ۲۵۰ میلیون از یک باشگاه لیگ برتری به حساب یک خانم در شمال میرود که با پیگیری که انجام میگیرد این خانم گفته است از من برنج خریدن. بعدا مشخص میشود به این شکل پول را خرج روابط نامشروع می کردن.
💡 او همچنین با انتشار برخی از آثارش با کمک تسهیلات آسان نشر تحت عنوان عمو مصطفی در آمریکا، امکان مطالعه، گوش دادن و خریدن کتابهایش را برای کودکان ایرانی خارج از کشور مهیا ساختهاست.
💡 سراسر می روی هر روز بازار محبت را زلیخا نیستی یوسف خریدن ها چه می دانی
💡 به هر کس دل گواهی می دهد، دل می دهم صائب شهادت را به زر نتوان خریدن از گواه من
💡 گرچه نزد عاشقان اوکه صاحب دولتند زین چنین محنت بجان خود را خریدن شرط نیست