غجمه رفتن

لغت نامه دهخدا

غجمه رفتن. [ غ ُ م َ / م ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول خراسانیان جدا شدن حبه انگور از خوشه:انگورها را لفتش مده غجمه مره. رجوع به غجمه شود.

فرهنگ فارسی

در تداول خراسانیان جدا شدن حبه انگور از خوشه

جمله سازی با غجمه رفتن

💡 به رفتن چنو گشت همداستان فرستید با او به هندوستان

💡 گفتی بوقت رفتن بردار توشه از وصل درد خزان نداند آسوده در بهاران

💡 گر زانک دلت را سر ره رفتن هست پا بر سر نفس خود نه و بردی دست

💡 به نور روی تو در زلف می توان رفتن شب است و شعشعه ماهتاب در نظر است

💡 براه آیم اگر بی راهم اکنون ز شاه این باغ رفتن خواهم اکنون

💡 امشب خوشست و خرم شمشاد قد قاسم رفتن بحجلۀ گور با طمطراق فرداست

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز