غالب اواز

لغت نامه دهخدا

( غالب آواز ) غالب آواز. [ ل ِ ] ( ص مرکب ) کسی که آوازش بر دیگری غلبه کند:
که دیده ست بر هیچ رنگین گلی
ز من غالب آوازتر بلبلی.نظامی.

فرهنگ فارسی

( غالب آواز ) ( صفت ) آنکه آوازش بر دیگری غلبه کند.

جمله سازی با غالب اواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سر هوای جولان بر لب نشان باده غالب نشاط خندان شیرین مذاق سرخوش

💡 شوق غالب شد و وجدم به خرابات کشید لاجرم ولوله در خلق به یک بار افتاد

💡 ای شده غالب ستای دشمنی بخت بین خود صفت دشمنست آنچه مرا نام شد

💡 نه از مهرست کز غالب به مردن نیستی راضی سرت گردم تو می‌دانی که مردن نیست دشوارش

💡 غالب ثنای خواجه به یزدان گذاشتم کان ذات پاک مرتبه دان محمدست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران