لغت نامه دهخدا
غازی عتیق. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) نوعی سکه. رجوع به غازی شود.
غازی عتیق. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) نوعی سکه. رجوع به غازی شود.
(عَ ) [ تر - ع. ] (اِمر. ) پولی است که ترکان عثمانی در عراق رایج کردند و قیمت آن با ۹۵ غروش رایج برابر بود.
( اسم ) پولی است که ترکان عثمانی در عراق رایج کردند و قیمت آن با ۹۵ غروش رایج برابر بود.
نوعی سکه
پولی است که ترکان عثمانی در عراق رایج کردند و قیمت آن با ۹۵ غروش رایج برابر بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خون غازیان در قطع پیوند بسوز مادران در مرگ فرزند
💡 امیر غازی محمود کش دو چیز سزاست یکی همایون تاج و یکی خجسته سریر
💡 دارای جوانبخت محمد شه غازی سلطان عجم ماه امم شاه سخنور
💡 تو آمدهای که کافری را بکشی غازی چو تویی خوشست کافر بودن
💡 خسرو غازی محمدبن سلیمان آنکه بود مر نهاد پادشاهی را سلیمان دگر