لغت نامه دهخدا
غار اسفل. [ رِ اَ ف َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کام زیرین. رجوع به غار شود.
غار اسفل. [ رِ اَ ف َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کام زیرین. رجوع به غار شود.
کام زبرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شش جهت خندان و گریان نه فلک محزون و شاد رنج و راحت آشکار از اسفل و اعلاستی
💡 فیالمثل گر به فلک خصم براید چو نجوم سایه بر عرصه اعلا فکنی از اسفل
💡 در علم طبیعی سخن از موجوداتی بود که جز بهآمیختگی با ماده ممکن نباشند. مر آن را علم زیرین یا به تازی علم اسفل هم میخواندند.
💡 1- راه توبه، براى همه حتّى منافقان باز است و آنان را از ((درك اسفل )) به بهشت اعلا مى رساند. (الاّ الّذين تابوا)
💡 نه اندر اسفل او را مکان نه در اعلی نه اندر اعلی جز او کسی نه در اسفل
💡 آرجو : ۱ فرسخ و نیم میانه شمال و مغرب «دوزه» است. اسفل: فرسخی کمترشمالی «دوزه» است.