لغت نامه دهخدا
عین السرطان. [ ع َ نُس ْ س َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) سپستان. ( مخزن الادویة ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به سپستان شود.
عین السرطان. [ ع َ نُس ْ س َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) سپستان. ( مخزن الادویة ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به سپستان شود.
( اسم ) ۱- قطعات ریزه آهکی موجود در سنگدان خرچنگ که موجب خرد کردن غذاها میشود و در طب قدیم مصرف داشته است. ۲ - سپستان.
سپستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس به طرف شمالمتمايل و منحرف گشته، تا به مدار السرطان رسيده، و شايد همانجا باشد كه بر سرزبانها افتاده كه وى به ظلمات راه يافته است.اهل اين ديار از وى درخواست كرده اند كه برايشان سدى بسازد تا از رخنه ياجوج و ماجوجدر بلادشان ايمن شوند، چون يمنيها - و مخصوصا ذو القرنين - معروف به تخصص درساختن سد بوده اند، لذا ذو القرنين براى آنان سدى بنا نهاده است.
💡 سپس به طرف شمالمتمايل و منحرف گشته، تا به مدار السرطان رسيده، و شايد همانجا باشد كه بر سرزبانها افتاده كه وى به ظلمات راه يافته است.اهل اين ديار از وى درخواست كرده اند كه برايشان سدى بسازد تا از رخنه ياجوج و ماجوجدر بلادشان ايمن شوند، چون يمنيها - و مخصوصا ذوالقرنين - معروف به تخصص درساختن سد بوده اند، لذا ذوالقرنين براى آنان سدى بنا نهاده است.