عیسا باذ

لغت نامه دهخدا

عیساباذ. ( اِخ ) محله ای بود درشرق بغداد، منسوب به عیسی بن مهدی، برادر تنی رشید وهادی، خلفای عباسی. و آن اقطاع وی بود. و در این محله موسی بن مهدی بن هادی درگذشت. و مهدی عباسی نیز قصرخود را بنام قصرالسلام در آنجا بساخت که مخارج آن بالغ بر پنجاه هزارهزار درهم گشت. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

محله ای بود در شرق بغداد منسوب به عیسی بن مهدی برادر تنی رشید و هادی خلفای عباسی و آن از اقطاع وی بود

جمله سازی با عیسا باذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر هزاران جان لبش را هدیه آرم گویدم نزد عیسا تحفه چون آری همی انجیل را

💡 گفت‌آواز برای باس، تنور، آلتو و سوپرانو، به همراه گروه کر ۲ که می‌خوانند شب خوش، عیسای من.

💡 «برخیز» جهان را همچون یک زمین سوختهٔ آخرالزمانی ترسیم می‌کند که در پس عیسای ماسک گاز زده در ویدیوی آن معنا پیدا می‌کند.

💡 گر نه‌ای از ما چو عیسا چون نپری بر هوا ور ز مایی همچو ما چون خر نرانی در خلاب

💡 ای که وصلت جان ده صد مرده ی هجران تو عیسای معجز نما «یحیی العظام» شیخ و شاب

💡 اما انجیل او تنها ویژه یهودیان نیست. آمدن سران مُغ برای تکریم عیسای نوزاد، و به‌خصوص مأموریت بزرگی که مسیح در پایان کتاب به رسولان می‌سپارد تا انجیل را به سراسر جهان ببرند، گواه این مدعاست.