لغت نامه دهخدا
عودی تخت. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ).
عودی تخت. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ).
کنایه از آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نامردم است، هر که درو نیست مردمی عودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی
💡 ای خط تو دود و عودی بر روی آتشینش بر مجمری که دیده عودی چنین قماری
💡 درین آتش چه عودی چه گیائی بخسپد شب چه شاهی چه گدائی
💡 نماید به رویت دو زلف پریشان چو پیچیده دودی به مجمر ز عودی
💡 گر تو عودی سوی این مجمر بیا ور برانندت ز بام از در بیا
💡 نه عودی که خوش دم بسوزی چو عاشق اگر چون شکر دلربائی نیابی