عهده داری
مترادفها
مسئولیت، مدیریت، سرپرستی
متضادها
مسئولیتناپذیری، بیمسئولیتی
لغت نامه دهخدا
عهده داری. [ ع ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) به عهده داشتن و تعهد. ( فرهنگ فارسی معین ). تقبل.پذیرفتاری. تاوان داری. || ضمان. ضمانت.
فرهنگ فارسی
به عهده داشتن تعهد.
جمله سازی با عهده داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیریش اثر کرده و در مهد هنوز در عهده پیری و جوان عهد هنوز
💡 ز هر نکته کردند او را سؤال برون آمد از عهده قیل و قال
💡 دردا که پرستاری بیمار غم عشق شبها همه در عهده آه سحری بود
💡 سخن در مدیحش بود زآن فزون که از عهده اش گفتن آید برون
💡 از عهده عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد
💡 موفقیت در پروژههای بزرگ سازمانی به شدت به توانایی مدیران در عهده داری مسئولیتهای سنگین و مدیریت صحیح منابع انسانی و مالی بستگی دارد.
💡 در نظامهای اداری مدرن، عهده داری دقیق اموال و داراییهای دولتی از جمله مهمترین وظایف کارشناسان بخش تدارکات و مدیریت منابع محسوب میشود.
💡 فردی که در عهده داری امور حساس مالی مهارت بالایی داشته باشد، معمولاً در سلسله مراتب شغلی خود به سرعت پیشرفت میکند.