عهده داری

لغت نامه دهخدا

عهده داری. [ ع ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) به عهده داشتن و تعهد. ( فرهنگ فارسی معین ). تقبل.پذیرفتاری. تاوان داری. || ضمان. ضمانت.

فرهنگ فارسی

به عهده داشتن تعهد.

جمله سازی با عهده داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیریش اثر کرده و در مهد هنوز در عهده پیری و جوان عهد هنوز

💡 ز هر نکته کردند او را سؤال برون آمد از عهده قیل و قال

💡 دردا که پرستاری بیمار غم عشق شبها همه در عهده آه سحری بود

💡 سخن در مدیحش بود زآن فزون که از عهده اش گفتن آید برون

💡 از عهده عهد اگر برون آید مرد از هر چه گمان بری فزون آید مرد

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز