لغت نامه دهخدا
عنکبوت الماء. [ ع َ ک َ تُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) قسمی عنکبوت آبی در رود گنگ. ( دمشقی ).
عنکبوت الماء. [ ع َ ک َ تُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) قسمی عنکبوت آبی در رود گنگ. ( دمشقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدم ضعیف جانوری مثل عنکبوت گفتم کزین متاع مرا در سرا بسی است
💡 قدر تو کی دل نهد بر فلک و چون بود در وطن عنکبوت کرگدن و آشیان
💡 میمونهای عنکبوتی و اورانگوتانها را جانورانی نیمهبازوپیما مینامند.
💡 تا سال ۱۹۸۳ این عنکبوت را از تیره بیوه سیاه جنوبی میدانستند.
💡 در بیابان جنون چون تارهای عنکبوت تارهای دامنم پیدا ز نوک خارهاست
💡 نظر کهکشان را بر او دید، گفت: تنیده مگر عنکبوتی برآن!