عنب البقری

لغت نامه دهخدا

عنب البقری. [ ع ِ ن َ بُل ْ ب َ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی انگور است که آن را در بعض سواحل اندلس عنب البقری نامند. اصابع زینب. انگور خلیلی. رجوع به اصابعالعذاری شود.

فرهنگ فارسی

نوعی انگور است که آنرا در بعض سواحل اندلس عنب البقری نامند اصابع زینب

جمله سازی با عنب البقری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (يا كميل لا ترد سائلا و لومن شطر حبة عنب اوشق تمرة، فانالصدقة تنمو عندالله ).

💡 نشاط جم طلب از آسمان نه شوکت جم قدح مباش ز یاقوت باده گر عنبی ست

💡 بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب خضر را آب حیات و رند را آب عنب

💡 دامان تو المنته لله که بود پاک گو پاک بو و دامن و دلق و عنب و تاک

💡 هم می کوثر و هم آب عنب جوی که دوست نه کریمی است که گر آن ندهد این ندهد

💡 قل، حيران شود از خوشه زرين عنب فهم، عاجز شود از حبّه ياقوت انار

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز