عنان دزدیدن

لغت نامه دهخدا

عنان دزدیدن. [ ع ِ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) بازماندن. ( برهان قاطع ) ( از غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). پا کشیدن از رفاقت و بازماندن از رفتن. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

باز ماندن پا کشیدن از رفاقت و باز ماندن از رفتن

جمله سازی با عنان دزدیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم صیدی است فتراکش نفس در سینه دزدیدن به جولانگاه آن ترک شکار‌انداز می‌گردد

💡 دزدیدن نگاه، دلیل خیانت است صائب دلیر دیدن دلدار خوشترست

💡 اگر دزدیدن جان می نخواهی، چیست از شوخی به هنگام خرامش خویش را صد جای دزدیدن؟

💡 بی تکلف گل ز روی دولت بیدار چید هر که در خواب از دهانش بوسه دزدیدن گرفت

💡 به خاموشی نمک دادم سراغِ بی‌نشانی را نفس در سینه دزدیدن صفیرِ بالِ عنقا شد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز