عمل گزاری

لغت نامه دهخدا

عمل گزاری. [ ع َ م َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) انجام دادن عمل. ادای عمل دیوانی. سپردن عمل دیوانی به کسی:
از تو سخن عمل گزاری
از بنده دعا ز بخت یاری.نظامی.

فرهنگ فارسی

انجام دادن عمل ادای عمل دیوانی

جمله سازی با عمل گزاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محصولات غذایی تراریخته وارداتی مانند ذرت و سویای تراریخته مدت هاست که در سبد غذایی خانوارهای ایرانی وجود دارد. در سالیان اخیر نشانه گزاری محصولات تراریخته به عنوان حق مصرف کنندگان درقوانین ایران وارد و در بسیاری محصولات تجاری اعمال می شود.

💡 حق تو گزارد نصرت حق زیرا که تو شاه حق گزاری

💡 سراپا حق‌گزار نعمت اوست که بر نعمت فزاید حق ‌گزاری

💡 سر از فرمان او بیرون نیاری همه کاری به فرمانش گزاری

💡 کلید در دوزخ است آن نماز که در چشم مردم گزاری دراز

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز