عمق گلویی
مترادفها
ته گلو
فرهنگستان زبان و ادب
{throat depth} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب] فاصلۀ خط مرکزی الکترودها تا نزدیک ترین نقطۀ برخورد ورق ها در جوشکاری مقاومتی
ویکی واژه
فاصلۀ خط مرکزی الکترودها تا نزدیکترین نقطۀ برخورد ورقها در جوشکاری مقاومتی.
جمله سازی با عمق گلویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سطوح شکست نرم دارای جنبههای متمایز مربوط به خود در هر دو حالت ماکروسکوپی و میکروسکوپی میباشند. مواد فوق العاده نرم و انعطافپذیر نظیر پلیمرها و شیشههای معدنی و طلا و سرب قبل از شکست گلویی شده و به یک نقطه تبدیل شده که در حقیقت بیانگر 100 درصد کاهش در سطح مقطع است.شکست برای فلزات انعطافپذیر تنها توسط مقدار متوسطی از گلویی شدن دنبال میگردد.
💡 پزشک متخصص گوش و حلق و بینی با بررسی دقیق عمق گلویی بیمار، توانست علت اصلی مشکل بلع و التهاب بافتها را تشخیص دهد.
💡 در معاینات پزشکی مربوط به تومورهای ناحیه گردن، اندازهگیری دقیق عمق گلویی برای تعیین مرحله بیماری و روش درمان مناسب بسیار ضروری است.
💡 فیزیوتراپیستها در تمرینات بازآموزی بلع، بر کنترل عضلات مربوط به ناحیه عمق گلویی برای جلوگیری از ورود غذا به مجرای تنفسی تاکید دارند.