عمر بن سلمه حدادنیشابوری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عمر بن سلمة حدادنیشابوری. حَدّاد، أبوحفص، عمر بن سلمة/ عمر بن سالم/ عمرو بن سلم حدّاد نیشابوری، از صوفیان بزرگ و مشایخ ملامتیه در قرن سوم است.تاریخ ولادت او معلوم نیست.
در روستای کوردآباد/ کردی آباد (در راه بخارا در نزدیکی نیشابور ) زاده شد.
[ویکی فقه] حَدّاد، أبوحفص، عمر بن سلمة/ عمر بن سالم/ عمرو بن سلم حدّاد نیشابوری، از صوفیان بزرگ و مشایخ ملامتیه در قرن سوم است.تاریخ ولادت او معلوم نیست.
در روستای کوردآباد/ کردی آباد (در راه بخارا در نزدیکی نیشابور ) زاده شد.
شغل
از دوران کودکی، خانواده و تحصیلات او اطلاع چندانی در دست نیست، همین قدر می دانیم که از سادات نیشابور بوده و به آهنگری اشتغال داشته و از همین رو به حدّاد ملقب شده است
محمد بن حسین سلمی، طبقات الصوفیة، ج۱، ص۱۱۵، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
وی از شاگردان عبداللّه مهدی باوردی (ابیوردی) و فردناشناسی به نام علی نصرآبادی و از یاران و مصاحبان احمد بن خضرویه، ابوتراب نخشبی و بایزید بسطامی بود
محمد بن حسین سلمی، طبقات الصوفیة، ج۱، ص۱۱۵، چاپ نورالدین شریبه، حلب ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
...

جمله سازی با عمر بن سلمه حدادنیشابوری

💡 در سنن ترمذى، و سير اعلام النبلاء، و در رياض النضرة، و در تاريخ ابن كثير، و تاريخ الخميس، و ديگر مصادر از قول سلمى آمده است: روزى به خدمت ام سلمه (رض ) رسيدم و او را گريان يافتم، پرسيدم: چرا گريه مى كنى ؟! پاسخ داد: رسول خدا (ص ) را در خواب عزادار ديدم كه بر سر و صورتش خاك نشسته بود. از حضرتش پرسيدم: اى رسول خدا! اين چه حالت است ؟ فرمود: همين چند لحظه پيش شاهد كشته شدن حسين بودم !(222)

💡 ح ) در معجم الكبير طبرانى و تاريخ ابن عساكر و ديگر مصادر از قول ام سلمه آمده است: رسول خدا (ص ) فرمود كه حسين بن على در آغاز شصتمين سال از هجرت من كشته مى شود. (45)

💡 شـرح: در كـتـاب يـنـابـيـع المـوده ص 55 از ابـن عـبـاسنقل شده كه گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله به ام سلمه فرمود: اى ام سلمهعلى از من است و من از على و گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است، و او نسبت بمنبمنزله هارون نسبت بموسى است.

💡 آنگاه رو به اهل بيت خود كرد و فرمود اى عايشه دختر ابو بكر و اى حفصه دختر عمر و اىام سلمه و اى فاطمه دختر محمد و اى ام زبير عمهرسول خدا ! خود را از خدا بخريد و در آزادى خود بكوشيد، كه من نزد خدا مالك چيزىبراى شما نيستم و كارى نمى توانم برايتان بكنم....

💡 بلكه روح المعانى از اللالكانى در كتاب خود (السنه ) از حسن، از مادرش، از امسلمه (رضى اللّه عنها) روايت كرده كه در معناى (استواء) گفت: (استواءمجهول نيست ولى چگونگى آن براى ما قابل تصور نيست، و اقرار به آن ايمان، وانكارش كفر است ) و اين خود دلالت دارد بر اينكه ام سلمه همين راءى را داشته، زيرااگر نظريه اى را مى داشت كه به صحابه نسبت داده اند بايد مى گفت: (استواءمجهول و كيف غير معقول است....).

💡 شما با اين كار، خدا و رسولش را لعنت مى كنيد، زيرا شما وقتى على عليه السلام رالعن مى كنيد، در حقيقت آن كس را كه على عليه السلام را دوست دارد نيز لعن مى كنيد، و منگواهى مى دهم كه خدا و رسولش، على عليه السلام را دوست مى داشتند.ولى معاويهبه سخن ام سلمه، اعتنا نكرد.(146)