لغت نامه دهخدا
علی چنگی. [ ع َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از ناحیه ٔتنگستان، از نواحی بلوک دشتستان، از بلوکات فارس. این ده در یک فرسخ ونیمی شمال تنگستان واقع است. ( از فارسنامه ناصری، بلوکات فارس، بلوک دشتستان ص 207 ).
علی چنگی. [ ع َ چ َ ] ( اِخ ) دهی است از ناحیه ٔتنگستان، از نواحی بلوک دشتستان، از بلوکات فارس. این ده در یک فرسخ ونیمی شمال تنگستان واقع است. ( از فارسنامه ناصری، بلوکات فارس، بلوک دشتستان ص 207 ).
دهی است از ناحیه تنگستان از نواحی بلوک دشتستان از بلوکات فارس این ده در یک فرسخ و نیمی شمال تنگستان واقع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه چنگی یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر مه چنگی استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 ساز دلم برشکست ناله زحد گشت پست چنگی بزمش که بود نغمه که اش میسرود
💡 تل چنگی سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است.
💡 زدستم بر نمی آید که در زلفت زنم چنگی همان بهتر که در پایت نهم سر را به نیرنگی
💡 مولوی همچنین جاهای دیگر مثلا در داستان پیر چنگی به عمر اشاره میکند.
💡 چنگ بر دل میزند چنگی ز نقش وقت شد تا که بیمطرب درآیم صوفیآسا در سماع