علی عنانی

لغت نامه دهخدا

علی عنانی. [ ع َ ی ِ ع ِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن ابراهیم بن زبیر عنانی فسوی شافعی. ملقب به رشید و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی فسوی شود.
علی عنانی. [ع َ ی ِ ع ِ ] ( اِخ ) مصری ( دکتر علی... ). وی از دارالعلوم و از دانشگاه قدیم مصر فارغ التحصیل شد و فلسفه وزبانهای شرقی را در آلمان خواند و به مصر بازگشت و به استادی دارالعلوم منصوب شد و نیز بازرس کل فلسفه در وزارت فرهنگ گردید. و در سال 1359 هَ. ق. درگذشت. او راست: الحیاةالاقتصادیة الالمانیة اثناءالحرب الحاضرة ( سنة 1914 م ). ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 160 ).

جمله سازی با علی عنانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دشت با سرابم در بحر یار آبم چون موج در عذابم از خوش عنانی خویش

💡 سمند سعی چه بیهوده رانی ای فرهاد که هم عنانی گردون نصیب شبدیز است

💡 زندگانی هرزه تا ز عرصهٔ تشویش بود بیدل از قطع نفس ضبط عنانی یافتم

💡 ای که تمکین یاد می گیری زجسم خاکسار از بهار عمر هم آتش عنانی یاد گیر

💡 سبک عنانی زلف از تپیدن دلهاست ز بیقراری ما، دام پر برآورده است

لئون کاهون یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز