علی خازن

لغت نامه دهخدا

علی خازن. [ ع َ ی ِ زِ ] ( اِخ ) ابن ابراهیم بن عمربن خلیل بغدادی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به خازن شود.
علی خازن. [ ع َ ی ِ زِ ] ( اِخ ) ابن انجب بن عثمان بن عبداﷲبن عبیداﷲبن عبدالرحیم بغدادی خازن شافعی، مشهور به ابن ساعی و ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوطالب. رجوع به ابن ساعی و علی ( ابن انجب بن... ) شود.

فرهنگ فارسی

ابن انجب ابن عثمان بن عبدالله بن عبیدالله ابن عبدالرحیم بغدادی خازن شافعی مشهور به ابن ساعی و ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوطالب

جمله سازی با علی خازن

💡 تو را هست از جلال و جاه و اقبال و شرف دایم هنر گنجور و دین خازن خرد دستور و حق رهبر

💡 تغییر مکان خازن به نقطه‌ای دیگر از سیستم که دارای امپدانسی متفاوت است.

💡 تا که آن سلطان به خوان ماهی آمد میهمان خازنان بحر در بر میهمان افشانده‌اند

💡 این خازن‌های منحصر به فرد می‌توانند مستقل از وابستگی خود به نوع خازن نشان داده شده در بالا، کارکرد خود را انجام دهند، به طوری که گستره وسیعی از کاربردهای بین انواع مختلف خازن وجود دارد.

💡 خازن فردوس را رشک آمد و با حور گفت تا بدین حد نیز هم نازک نباش و نازنین

💡 ۶)جریان ترانسفورماتور شروع به شارژ خازن می‌کند و این چرخه مجدداً تکرار می‌شود.

شریر یعنی چه؟
شریر یعنی چه؟
مفصل توپی یعنی چه؟
مفصل توپی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز