علف خوارگان
مترادفها
گیاهخواران
متضادها
گوشتخواران
لغت نامه دهخدا
علف خوارگان. [ ع َ ل َ خوا / خارَ / رِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ علف خواره. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جمع علف خوار
جمله سازی با علف خوارگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه با کُشتیگران زور آزمایم نه با مِیْ خوارگان رامش فزایم
💡 مدام بهر جگر خوارگان دُردیکش دل پر آتش خونین کباب باید کرد
💡 زنهار خوارگان را زنهار خوار دار پیوند و عهدشان همه نا استوار دار
💡 می خوارگان که باده ز رطل گران خورند رطل گران ز بهر غم بی کران خورند
💡 عارفی روزی به راهی می گذشت واله و مدهوش چون می خوارگان
💡 ناصر خسرو به راهی میگذَشت مست و لایعقل نه چون می خوارگان