لغت نامه دهخدا
عقرب نیلوفری. [ ع َ رَ ب ِف َ ] ( اِخ ) کنایه از برج عقرب است و آن برج هشتم باشد از بروج فلکی. ( برهان ). کنایه از برج عقرب که خانه مریخ است. ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ):
ریخته نوش از دم سیسنبری
بر دم این عقرب نیلوفری.نظامی.
عقرب نیلوفری. [ ع َ رَ ب ِف َ ] ( اِخ ) کنایه از برج عقرب است و آن برج هشتم باشد از بروج فلکی. ( برهان ). کنایه از برج عقرب که خانه مریخ است. ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ):
ریخته نوش از دم سیسنبری
بر دم این عقرب نیلوفری.نظامی.
کنایه از برج عقرب است و آن برج هشتم باشد از بروج فلکی کنایه از برج عقرب که خانه مریخ است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن که می سوزد فروغش خواب را در چشم من آسمان یک شعله نیلوفری از روی اوست
💡 گرچه سوسن صد زبان آمد چو خاموشی گزید خط آزادی نبشتش گنبد نیلوفری
💡 حالت نیلوفری یا چهارزانوی بالا، (به هندی: पद्मासन، پَدمآسَنه) (به ژاپنی: 結跏趺坐) (تلفظ: کِکّا فوزا) شکلی از حالت نشستن است که از سنت مراقبه در هند باستان ریشه میگیرد.
💡 شد سیه عالم به چشم من،که آن خورشید رو پرده نیلوفری بسته است بر طرف عذار
💡 آسمان از باغ قدرش غنچه نیلوفری است یک گل رعناست از گلزار او لیل و نهار
💡 شد سیه روز من از چشم کبود او، که هست شعله نیلوفری از شعله ها جانسوزتر