عقده ٔ ذنب

لغت نامه دهخدا

عقده ذنب. [ ع ُ دَ / دِ ی ِ ذَ ن َ ] ( اِخ ) عقدةالذنب. عقده ذنب و رأس که عقدتین نامند، دو اصطلاح معمول در هیئت و نجوم است که در قمر محل تقاطع مدار وی با مدار زمین باشد یا به قول قدما، محل تقاطع فلک ممثل با مایل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به عقدة و عقده و عقدتین و عقده رأس شود:
بگسلد ار حد کند عقده رأس و ذنب
بردرد ار رد کند پرده لیل و نهار.خاقانی.بجانب سیستان باید رفت و کار آن جایگه که چون عقده ذنب بر هم افتاده است... کفایت کردن. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 40 ).

جمله سازی با عقده ٔ ذنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدگاه دیگری که بعدها توسط فروید رواج یافت اختلالات جنسی را از عوارض حل نکردن عقده ادیپ می‌دید.

💡 کر و فری کرد عین‌الدوله اندر کار ملک لیک از آن پیچیده تر شد عقده دشوار ملک

💡 معناى (عزم ) و وجه اينكه در آيه شريفه عقده نكاح به عزم وابسته شده است

💡 روشهاى او در خانه با تجاربش در آموزشگاه ممكن است در وى عقده حقارت خطرناكى بهوجود آورد.)(571)

💡 عقده مشکل ما را به نسیمی دریاب تا به کی آه به اشک، اشک به آه اندازد؟

💡 عشق هر عقده که در زلف گره گیر تو بود گه به کار من و گاهی به دل یاران زد

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز