عرق الحلاوه

لغت نامه دهخدا

( عرق الحلاوة ) عرق الحلاوة. [ ع ِ قُل ْ ح َ وَ ] ( ع اِ مرکب ) گیاهی است از تیره میخکها که ارتفاعش بین 40 تا 80 سانتیمتر است. ساقه اش راست و برگهایش بزرگ و متقابل و دارای رنگ سبز زیبا است. گلهایش بزرگ و معطر و معمولا" گلی رنگ ( گاهی سفید ) و شامل پنج کاسبرگ بهم پیوسته و پنج گلبرگ جدا و ده پرچم است. میوه اش کپسول است و دانه هایش قرمز رنگند. این گیاه در اماکن مرطوب و گودالها و اراضی نمناک میروید و قسمت مورد استفاده اش برگ و ریشه است. برگ وساقه آن دارای لعاب مخصوصی است که در آب کف میکند،لذا آن را «صابونی » مینامند. ریشه و ساقه زیرزمینی این گیاه را در تداوی بعنوان معرق و مدر و تصیفه کننده خون استعمال میکنند. در روماتیسم های مزمن نیز سابقا" آن را بکار میبردند. ریشه آن دارای یک ساپوتین و صمغ و مقداری رزین است. غاسول. صابونی. صابونیة.( فرهنگ فارسی معین ). عجما. و رجوع به صابونی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) صابونی
گیاهی است از تیره میخکها که ارتفاعش بین ۴٠ تا ۸٠ سانتیمتر است ساقه اش راست و برگهایش بزرگ و متقابل و دارای رنگ سبز زیبا است گلهایش بزرگ و معطر و معمولا گلی رنگ و شامل پنج کاسبرگ بهم پیوسته و پنج گلبرگ جدا و ده پرچم است میوه اش کپسول است و دانه هایش قرمز رنگند این گیاه در اماکن مرطوب و گودالها و اراضی نمناک میروید و قسمت مورد استفاده اش برگ و ریشه است

جمله سازی با عرق الحلاوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شبنم هم به باغ حسن چشم شوخ می‌خندد عرق‌گر شرم دارد به‌که نفروشد گلابش را

💡 تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد عرق چون موج شبنم زان رخ گلفام می بارد

💡 نرم نرم از سمن آن نرگس پر خواب گشاد ژاله ژاله عرق از لالهٔ او کرد اثر

💡 به وادیی که‌ کشد حرص تشنه‌کام زبان عرق ز جبههٔ خجلت دمانده می‌گیرم

💡 ز عطف دامان، پرچیدمش ز چهره عرق ز نوک مژگان، بستردمش ز زلف غبار