عادل صفوی

لغت نامه دهخدا

عادل صفوی. [ دِ ل ِ ص َ ف َ ] ( اِخ ) تخلص شاه طهماسب صفوی است. رجوع به طمهاسب شاه اول در این لغت نامه و الذریعه ج 9 ص 663 شود.

فرهنگ فارسی

تخلص آن شاه طهماسب اول است

جمله سازی با عادل صفوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسری نوری، در آستانه نوروز ۱۴۰۰ باردیگر از زندان اوین تهران به عادل‌آباد شیراز تبعید شد.

💡 خسرو عادل نظام ملک و دین کز عدل او بر کتان زین پس تعدی می نیارد کرد ماه

💡 خواهم شدن بمحکمه عدل تا شود طبع سلیم عادل شاه جهان حکم

💡 سلطان عادل است و جهان جمله آن اوست واندر کمال و عقل جهانی است مختصر

💡 ترا ز بخت بشارت که سرفراز شوی به دستبوس شه دادگستر عادل

💡 2- همه ى اصحاب پيامبر، عادل نبودند و برخى پيامبر را مى آزردند. (يؤ ذون )

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز