لغت نامه دهخدا
طین اکل. [ ن ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طین خراسانی است. طین نیشابوری. طین حُرّ. گِل خوراکی. و آن را طین مأکول نیز نامند.
طین اکل. [ ن ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طین خراسانی است. طین نیشابوری. طین حُرّ. گِل خوراکی. و آن را طین مأکول نیز نامند.
طین خراسانی است طین نیشابوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی تواند عقل بشناسد کسی را کز طفیلش خلقت آن ماء و طین شد
💡 اگر بود سوی طین بازگشت آدمیان عجب مدار که آدم سرشته شد از طین
💡 خانه دل در تنزل خانه گل سربلند خانه دین در تزلزل خانه طین استوار
💡 تا از سرشک ابر برآید بنوبهار در باغ و راغ سبزه و لاله ز روی و طین
💡 آفتاب دین و دولت کامیاب بحر و بر پاسبان ملک و ملت قهرمان ماء و طین
💡 گر نور تو پیدا شدی از گوهر آدم ابلیس بگفتی که به از نار بود طین