لغت نامه دهخدا
طیزنرود. [ طَ زَ ن َ ] ( اِخ ) از دهات میان دورود توابع مازندران است. ( سفرنامه استرآباد و مازندران رابینو ص 146 ).
طیزنرود. [ طَ زَ ن َ ] ( اِخ ) از دهات میان دورود توابع مازندران است. ( سفرنامه استرآباد و مازندران رابینو ص 146 ).
از دهات میان دورود توابع مازندران است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر سخن از دل برآيد، بر دل نشيند، و اگر از زبان برآيد از گوشها فراتر نرود.
💡 در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود
💡 تا زنده ام جز این نرود بر زبان من زیرا که کس مرا جز ازو آفریده نیست
💡 عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
💡 2 - باكندى و آهستگى بيش از حد راه نرود كه علامت كسالت و تنبلى است.
💡 معناى ديگر عقد الترتم اين بود كه وقتى براى خريد و انجام چند كار سفر مى كرد،نخى را به انگشت مى بست تا كارهاى مخصوص از يادش نرود.