طیر التمساح

لغت نامه دهخدا

طیرالتمساح. [ طَرُت ْ ت ِ ] ( ع اِ مرکب ) قطقاط. تورم. مرغیست که در دندانهای نهنگ چینه چیند. رجوع به «ابوظفر» و «تَورَم » شود. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

قطقاط تورم

جمله سازی با طیر التمساح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به وحش و طیر شد معلو م کامروز ز دریا می جهد هنونت فیروز

💡 ای عاشقان، ای عاشقان، هنگام آن شد کز جهان مرغ دلم طیران کند بالای هفتم آسمان

💡 ز جنت هر کسی چیزی تصور می‌تواند کرد یکی قرب و لقا بیند تو لحم طیر و نان بینی

💡 تیغ تو وحش و طیر را در دشت کرده هنگام حرب مهمانی

💡 اول به نام آنکه مبراست از مکان خلاق وحش و طیر و خداوند انس و جان

💡 نگین رای تو را جن و انس در طاعت مثال امر تو را وحش و طیر در فرمان

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز