لغت نامه دهخدا
طپانچه زنان. [ طَ چ َ / چ ِ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال طپانچه زدن. طپانچه زننده:
بفریاد از ایشان برآمد خروش
طپانچه زنان بر سر و روی و دوش.سعدی ( بوستان ).
طپانچه زنان. [ طَ چ َ / چ ِ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال طپانچه زدن. طپانچه زننده:
بفریاد از ایشان برآمد خروش
طپانچه زنان بر سر و روی و دوش.سعدی ( بوستان ).
در حال طپانچه زدن طپانچه زننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضرت (زينب ) تا اين خبر را شنيد، طپانچه بر صورت زد و واويلا گفت. حضرتفرمود كه ايخواهر ويل و عذاب از براى تو نيست، صبر كن و ساكت باش، خدا ترا رحمتكند.
💡 با قد تو شاخ گل مگر دعوی کرد کش گل به طپانچه می زند غنچه به مشت
💡 (رابرت اسميت، يك جوان هيجده ساله آمريكايى، امروز ناگهان وارد يم مدرسهآرايشگرى شد و با طپانچه شش دختر را هدف قرار داد.
💡 در حديث ديگر منقول است كه: حضرت عيسى عليه السّلام بيكى از اصحاب خود فرمودند،كه آنچه نميخواهى كه با تو بكنند با هيچكس مكن، اگر كسى طپانچه بر جانب راسترويت بزند جانب چپ را پيش كن.
💡 نتافت هیچکسی روی راز خدمت صدرش که صد طپانچه نخورد از فلک بر وی و قفا بر
💡 دارم جدا ز رویت، روئی ز دست خویت نیم از طپانچه نیلی وزخون خضاب نیمی