لغت نامه دهخدا
طبله خوار. [ طَ ل َخوا / خا ] ( نف مرکب ) شعوری مترادف نخستین معنی طبلخوار آورده است، یعنی مفتخوار. ( شعوری ج 2 ص 163 ).
طبله خوار. [ طَ ل َخوا / خا ] ( نف مرکب ) شعوری مترادف نخستین معنی طبلخوار آورده است، یعنی مفتخوار. ( شعوری ج 2 ص 163 ).
( صفت ) ۱ - شکمخواره شکم بنده عبد البطن. ۲ - آنکه رایگان خورد مفتخور.
شعوری مترادف نخستین معنی طبلخوار آورده است.
💡 خواجو انفاس تو این نکهت مشکین ز چه یافت که چنین غالیه در طبله ی عطار نبود
💡 به هر جا طبله های مشک و عنبر ز هر سو بدره های زر و گوهر
💡 روضه ئی پر حور عین و چشمه ئی پر آب خضر طبله ئی پر عود خام و نافه ئی پر مشک ناب
💡 طبله نوعی ساز موسیقی از خانواده سازهای کوبهای است که در موسیقی افغانستان، هندوستان نواخته میشود.
💡 شاها ثنای تو چو برون آید از لبم گویی صبا ز طبله عطار میرود
💡 شرمسار از گرد راهش نافه آهوی چین منفعل از خاک کویش طبله مشک تتار