لغت نامه دهخدا
طبقگران. [ طَ ب َ گ َ ]( اِخ ) دروازه طبقگران در سیستان: بیرون شدن ملک مُعظم بدر شهر، دروازه طبقگران و... منتصف ربیعالاَّخر سال 660 هَ. ق. ( تاریخ سیستان ص 401 ).
طبقگران. [ طَ ب َ گ َ ]( اِخ ) دروازه طبقگران در سیستان: بیرون شدن ملک مُعظم بدر شهر، دروازه طبقگران و... منتصف ربیعالاَّخر سال 660 هَ. ق. ( تاریخ سیستان ص 401 ).
دروازه طبقگران در سیستان: بیرون شدن ملک معظم بدر شهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمامهای گران بر سرگران جانان چو کوه بر سر کوهیست در دل الفت
💡 گاه مستی چو سر از خواب گران آیدشان هر یکی در سر زلف صنمی آویزند
💡 چیزی نشود بر دل آزاده من بار جز دست نوازش که گران است به دوشم
💡 طبعش گران مساز فغانی بشرح غم باری چنین بخاطر آن نازنین منه
💡 چه حاجتست به بند گران تدبیرم چو اشک لغزش پایی بس است زنجیرم