لغت نامه دهخدا
طبع جامد. [ طَ ع ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ناموزون طبع. کندطبع. ( آنندراج ).
طبع جامد. [ طَ ع ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ناموزون طبع. کندطبع. ( آنندراج ).
ناموزون طبع کند طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبات و جامد و حیوان همه ز تو مستند دمی بدین دو سه مخمور بینوا پرداز
💡 نان مرده که جامد است و خموش نی تن و جان از او بود در جوش ؟
💡 حفرههای این نوع بافت در اثر بزرگتر شدن حبابچههای گاز یا بخار در طی جریان جامد شدن سنگ پدید آمدهاند.
💡 این ماده تا دمای ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد جامد باقی میماند.
💡 چو نقش دریا در سینه جامد و جاری چو عکس کوه در آیینه فربه و لاغر
💡 سطوح مس و آلیاژهای آن به عنوان اولین مادهٔ جامد ضدمیکروبی شناخته شدهاست.