طاهر باطنی
مترادفها
پاک باطن
متضادها
ناپاک باطنی، فاسد باطنی
لغت نامه دهخدا
طاهر باطنی. [ هَِ رِ طِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عبارت است از کسی که آفریدگار عزّ و علا، مر او را از وساوس و خاطرات نفس و پیوند با اغیار، رهائی بخشوده باشد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به طاهرالباطن شود.
فرهنگ فارسی
عبارتست از کسی که آفریدگار عزوعلا مر او را وساوس و خاطرات نفس و پیوند با اغیار رهائی بخشوده باشد.
جمله سازی با طاهر باطنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهل وحدت میگویند که وجود یکی بیش نیست و آن وجود خدای است تعالی و تقدّس و بجز وجود خدای وجودی دیگر نیست و امکان ندارد که باشد. و دیگر میگویند که اگرچه وجود یکی بیش نیست، اما این وجود ظاهری دارد و باطنی دارد. باطن این وجود نور است و این نور است که جان عالم است و عالم مالامال این نور است…