لغت نامه دهخدا
طاق البصل. [ قُل ْ ب َ ص َ ] ( اِخ ) ابن عبدربه صاحب این لقب را در ردیف مجانین و دیوانگان شمرده و گوید با دریافت قیراطی آواز میخواند و با اخذ دانگی خاموش میشد. ( عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 172 ).
طاق البصل. [ قُل ْ ب َ ص َ ] ( اِخ ) ابن عبدربه صاحب این لقب را در ردیف مجانین و دیوانگان شمرده و گوید با دریافت قیراطی آواز میخواند و با اخذ دانگی خاموش میشد. ( عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 172 ).
ابن عبدر به صاحب این لقب را در ردیف مجانین و دیوانگان شمرده و گوید با دریافت قیراطی آواز میخواند وبا اخذ دانگی خاموش میشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعت ابا عبدالله يقول: ((كلوا البصل فان فيه ثلاثخصال، يطيب النكهة و يشد اللثة و يزيد فى الماء و الجماع ))(348)