ضعف اضطرابی
مترادفها
بیقراری، اضطراب، ناآرامی
متضادها
قدرت، آرامش
فرهنگستان زبان و ادب
{neurocirculatory asthenia, Da Costa's syndrome, effort syndrome, soldier's heart, irritable heart} [علوم پایۀ پزشکی] نشانگانی شامل نفس بریدگی و ترس از تلاش، همراه با کوفتگی و احساس درد در پشت قفسۀ سینه که عموماً ناشی از یک اختلال اضطرابی است
جمله سازی با ضعف اضطرابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون وقت مرگش درآمد در اضطرابی عظیم بود و در حالتی عجب. گفنتند: مگر زندگانی را دوست میداری؟
💡 میکشند از سینهام تیر تو را یاران و، دل اضطرابی میکند، شاید که پیکان بشکند
💡 علی آن سرور جانها علی آن سکون دلها که به لطف او ندارم ز قیامت اضطرابی
💡 غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست هنوز در رگ اندیشه اضطرابی هست
💡 در حالی که تعریف او گاهی رعایت میشود، دیگران مانند علی-گومبه و همکارانش از دانشگاه مایدوگوریِ نیجریه، تعریف وسلی را به چالش میکشد و شیوعهایی را با ویژگیهای هر دو حالت هیستری حرکتی جمعی و هیستری اضطرابی جمعی توصیف میکند.
💡 حکیم از اسماء خداوند است و قرآن را ذکر حکیم مینامند زیرا حاکم بر مردم است و چنان محکم است که اختلاف و اضطرابی در آن نیست.