لغت نامه دهخدا
( صورت آرائی ) صورت آرائی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) صورت نگاری کردن. ( آنندراج ). عمل صورت آراء. نقاشی. صورت نگاری:
خردکاری به کار بنائی
نقشبندی به صورت آرائی.نظامی.روشنی یافت از تو بینائی
نه به صورت به صورت آرائی.نظامی.رجوع به صورت شود.