صرع ستارگان
لغت نامه دهخدا
صرع ستارگان. [ ص َ ع ِ س ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از لرزش و چشمک زدن ستارگان باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). لرزش و چشمک ستارگان وقت صبح و غروب. ( انجمن آرای ناصری ):
بر صرع ستارگان دم صبح
ماند نفس فسونگران را.خاقانی.
فرهنگ فارسی
کنایه از لرزش و چشمک زدن ستارگان باشد
جمله سازی با صرع ستارگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ستارگان همه چو لعبتان سیماندام به سوک مهر برافکنده نیلگون معجر
💡 آيا نمى بينند كه آفريدگار جهان چگونه كاخ بلند پايه كيهان را بالاى سر مردم بناكرده و با چه زيبايى و جمالى آن را با ستارگان درخشنده زينت داده است ؟
💡 در سرای طرب چون بکوفت دست غمان ز چرخ و هم فروشد ستارگان خیال!
💡 ز چرخ عقلم زادند وز جمال و بقا ستارگان را مانند و جاودان مانند
💡 هر سو که رود، ستارگان کوچه دهند این اختر بخت من چه شوم افتاده
💡 اما در مورد تسخير خورشيد و ماه و ستارگان و اسرار شب و روز باز هم انديشه بيشترىلازم است، لذا تعبير به (تعقل ) كه گوياى سطح بالاترى از انديشه است فرموده.