صحیفهٔ زر اصطلاحی کنایی در زبان فارسی است که معانی متعددی دارد و بسته به زمینه کاربرد متفاوت است. این واژه در ادبیات کلاسیک و شعر فارسی بیشتر به صورت کنایه و تصویرپردازی به کار رفته است. یکی از معانی آن اشاره به آفتاب عالمتاب است که نور و روشنی فراگیر دارد و به زیبایی و درخشندگی آن کنایه زده میشود. همچنین، صحیفهٔ زر میتواند به رخ زرد و برگهای خزاندیده اطلاق شود که مفهومی استعاری برای پژمردگی یا تغییر فصل دارد. در متون عاشقانه، این واژه به رخسارهٔ عاشق نیز تعبیر شده و بیانگر رنگپریده یا رخ زرد عاشق در دوران فراق و دوری از معشوق است. کاربرد این اصطلاح در شعر و ادب فارسی، تلفیقی از تصویر طبیعی، کنایه و حالت احساسی است که شاعر برای بیان لطافت، نورانیت یا حالت عاشقانه به کار میبرد.
صحیفه ٔ زر
لغت نامه دهخدا
صحیفه زر. [ ص َ ف َ / ف ِ ی ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالم تاب است. || رخ زرد. || برگهای خزان دیده. || رخساره عاشق. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
کنایه از آفتاب عالم تاب است