صافی شرابدار
لغت نامه دهخدا
صافی شرابدار. [ ی ِش َ ] ( اِخ ) وی غلام امیر اسماعیل سامانی و مهتر شرابداران او بود. روزی گناهی از وی سر زد، بترسید و دو غلام دیگر ترک با خود همراه کرد و از جیحون بگذشت و بسوی گرگان گریختند و به محمد هارون به سرخس که والی گرگان بود پیوستند... ( احوال و اشعار رودکی ص 342 ).
فرهنگ فارسی
وی غلام امیراسماعیل سامانی و مهتر شرابداران او بود
جمله سازی با صافی شرابدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دو جوان از نزديكان شاه، يكى مسئول آشپزخانه و ديگرى شرابدار او بودند كه متهمبه سوء قصد نسبت بجان شاه شدند و تا تعيين تكليف و رسيدگى به پرونده،بزندان افتادند.