ساکاس
لغت نامه دهخدا
ساکاس. ( اِخ ) نام یکی از شرابداران آستیاگ پادشاه ماداست. وی شخصی زیباروی بود و علاوه بر شرابداری موظف بود که کسان را بحضور شاه برد و آنان را که نباید داخل شوند از آنجا دور کند. نام وی در کتاب گزنفن یونانی آمده است. رجوع به ایران باستان ج 1 ص 252 شود.
ساکاس. ( اِخ ) آمونیوس.از حکمای قدیم اسکندریه در نیمه اول قرن سوم و پایه گذار مکتب نوافلاطونیان و استاد فلوطین معروف است.
فرهنگ فارسی
از حکمای قدیم اسکندریه در نیمه اول قرن سوم و پایه گذار مکتب نو افلاطونیان و استاد فلوطین است
جمله سازی با ساکاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمونیوس ساکاس (زبان یونانی: Ἀμμώνιος Σακκᾶς؛ ۱۷۵ – ۲۴۲) فیلسوف اهل روم باستان بود. وی از بنیانگذاران فلسفه نوافلاطونی بهشمار میرود.