بخسلوس
لغت نامه دهخدا
بخسلوس. [ ب َ س ِ ] ( اِخ ) نام پادشاهی ( در داستان وامق و عذرا ) که عذرا را بقهر و تعدی و عنف برده بود. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ سروری ):
یکی شاه بد نام او بخسلوس
که با حیله و رنگ بود و فسوس.عنصری.حال اصحاب کهف و دقیانوس
قصه بخسلوس و شهر فسوس.سنایی.
جمله سازی با بخسلوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی شاه بدنام او بخسلوس که با حیله و رنگ بود و فسوس