لغت نامه دهخدا
صاحب سفران افلاک. [ ح ِ س َ ف َ ن ِ اَ ] ( اِخ ) کنایه از سبعه سیاره است که زحل، مشتری، مریخ، آفتاب، زهره، عطارد و ماه باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به سیارات شود.
صاحب سفران افلاک. [ ح ِ س َ ف َ ن ِ اَ ] ( اِخ ) کنایه از سبعه سیاره است که زحل، مشتری، مریخ، آفتاب، زهره، عطارد و ماه باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به سیارات شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کای رفته بغربت ز غمت شیشه صبرم نازکتر از آن گشته که دل نو سفران را
💡 هیئت مدیره کنونی سیافامآی بهطور مساوی بین سفران و جنرال الکتریک (هر یک پنج عضو) تقسیم شدهاست. در این شرکت دو معاون مدیرعامل از هر کدام از شرکتهای مادر وجود دارد که از مدیرعامل سیافامآی تبعیت میکنند.
💡 شاهد ديگر بر كمى هم سفران صراط مستقيم آن است كه خداى سبحان درباره جهنم مىفرمايد: آن را از كافران لبريز مى كنم: لاءملاءن جهنم من الجنة و الناس اءجمعين (1236) اما درباره بهشت نفرموده: آن را از نيكان لبريز مى كنم؛ زيرا پر كننده جهنمفراوانند، اما ماءوا گيرندگان در بهشت اندك.
💡 چون پریشان سفران خرج بیابان نشوند رهروانی که به یک راهنما ساخته اند