شیء نذری
مترادفها
نذر
فرهنگستان زبان و ادب
{votive object} [باستان شناسی] شیئی که به قصد رستگاری به یک خدا تقدیم می کردند
ویکی واژه
شیئی که به قصد رستگاری به یک خدا تقدیم میکردند.
جمله سازی با شیء نذری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ده نذری، روستایی از توابع بخش لالهزار شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
💡 در ادامه واکنشها؛ تصاویر کریمی در تبلیغ یکی از برندهای آرایشی و بهداشتی در بیلبوردهای شهر تهران، توسط شهرداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران جمعآوری شد. «ممنوع شدن» تولید و توزیع محصولات با تصویر و برند کریمی، و جمعآوری محصولاتی که پیشتر در فروشگاههای کشور عرضه شده بودند، از دیگر اقداماتی بود؛ که پس از انتقاد کریمی از روش نذری، از سوی مسئولان کشور انجام گرفت.
💡 در برخی فرهنگهای سنتی، مردم برای تجدید خاطره یا به نیت خیر، یک شیء نذری خاص را به اماکن مذهبی تقدیم میکنند.
💡 هنرمند با ساخت این مجسمه، قصد داشت آن را به عنوان یک شیء نذری به معبد قدیمی تقدیم کند تا آرامش به آن مکان ببخشد.
💡 جمعآوری هر شیء نذری که در طول مراسم مذهبی به جای گذاشته میشود، برای حفظ سنتهای قدیمی در این روستا بسیار مهم است.