لغت نامه دهخدا
شگفت گاو. [ ش ِ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. سکنه آن 160 تن. محصول عمده آنجا غلات. صنایع دستی زنان گیوه بافی و آب آنجا از چشمه و قنات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
شگفت گاو. [ ش ِ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. سکنه آن 160 تن. محصول عمده آنجا غلات. صنایع دستی زنان گیوه بافی و آب آنجا از چشمه و قنات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز چیزی شگفت ار بمانی به جای شگفت از تو باشد چنان نز خدای
💡 چو گفت گفت ابا اینکه قصه ایست شگفت بود تحمل این رنجها ز مرگ بتر
💡 بسکه نزدیکی پنهانی و این نیست شگفت که بنزدیک بصر می ننماید مبصر
💡 او با استن لی و چند طراح دیگر شخصیتهای زیادی از جمله کاپیتان آمریکا، چهار شگفتانگیز، سیلور سرفر، مردان ایکس، هالک را خلق کردهاست.
💡 شگفت نیست گر از طین به در کند گل و نسرین همانکه صورت آدم کند سلالهٔ طین را