شکم پرکن
مترادفها
پرکننده
لغت نامه دهخدا
شکم پرکن. [ ش ِ ک َ پ ُ ک ُ ] ( نف مرکب ) غذایی کم ارزش که انسان را سیر کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) غذایی کم ارزش که انسان را سیر کند.
جمله سازی با شکم پرکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساقی تو ز لطف شیشه و ساغر را خالی کن و پرکن که همین خواهد ماند
💡 پرکن قدحی شراب زود ای ساقی کاندر ازل آنچه بود، بود ای ساقی
💡 ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب پرکن قدح که میگذرد فرصت عجب
💡 پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
💡 برافشان کلاله ز روی چو لاله صراحی به دست آر پرکن پیاله
💡 از نوحه کام تر کن و آب خضر مجوی از ناله زخم پرکن و مرهم بر آن مخواه
💡 او همیشه پس از یک روز کاری بسیار سخت و طولانی، به دنبال غذاهای سنگین و شکم پرکن میگردد تا احساس رضایت و آرامش روحی کند.
💡 برخی از غذاهای خیابانی اگرچه بسیار خوشمزه و ارزان هستند، اما معمولاً فقط یک وعده شکم پرکن و موقتی برای رفع گرسنگی ناگهانی محسوب میشوند.
💡 مادر همیشه سعی میکرد برای بچهها غذاهای مقوی و سالم درست کند، نه فقط غذاهای شکم پرکن که فاقد ارزش غذایی و ویتامینهای ضروری برای رشد باشند.