شکستگی ـ کندگی

فرهنگستان زبان و ادب

{avulsion fracture} [ارتاپزشکی] وضعیتی که در آن نیروی ناشی از کشیده شدن یا پاره شدن یک زردپی (tendon ) یا رباطِ (ligament ) چسبیده به استخوان سبب شکستن و کنده شدن قطعه ای از استخوان شود

ویکی واژه

وضعیتی که در آن نیروی ناشی از کشیده شدن یا پاره شدن یک زردپی (tendon) یا رباطِ (ligament) چسبیده به استخوان سبب شکستن و کنده شدن قطعه‌ای از استخوان ‌شود.

جمله سازی با شکستگی ـ کندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است شکستگی چو رقم صفحهٔ جبین من است

💡 دانی شکستگی دل از حسرتم اگر وقتی به تجربت زده ای سنگ بر سبوی

💡 در حیرت از شکستگی شیشه دلم با آنکه هرگز از کف خوبان رها نشد

💡 با این همه غم تو نیز پیمان وفا مشکن که جز این شکستگی‌ها دارم

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز